تبليغاتX
little heart

little heart

سپیده دم در راه است دستی به ابر های وجودت بکش

 

*عینک را بردار تا روی خود بینی. 

*من کلامم

من قلب سپید آفتابم

من بدون تو

حتی اشکی به چشمه گنه کاران هم نیستم.

*آن سخن زیبا تر است که تو را مطلق داشته باشد.

*اگر تک تکه لحظه هایم قسمت شود خواهم دید هیچ کدامش مال خودم نیست.

*من به هر چیزی بنگرم کلام را خواهم دید مثل خواب سپید.

*دستم را تا سرایت امتداد ده تا اسیر تو شوم.

*لیوان عمرم خالیست در کنارت مینشینم تا پر شود.

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/12/27ساعت 23:40 توسط ساشا| |
اگر سوالای تو ذهنتونه که جوابش رو نمی دونین . اینجا کلیک کنین .ask

اگر دوست دارین اخبار خاصی رو به صورت مستمر دریافت کنید. اینجا رو کلیک کنین.news

اگر می خواین به هزاران مجله ی الکتریکی دسترسی پیدا کنید . اینجا رو کلیک کنین.magazine

اگر کاتالوگی رو نیاز دارین از این طریق براتون به E_mail شما می فرستن.catalog

اگر در مورد تاریخ چیز های می خواهین . اینجا رو کلیک کنین.history

 

نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت 9:29 توسط ساشا| |
*از درون می گریم که ستاره از اشکه fairy غمگین نشه.

*واقعا می گریم که درسی برای ابر بهاری باشه.

*۲۳ روز ابر دل رو با آبنبات خورشید نگه می دارم.

*تک ستاره به آسمون پر ستاره خوش است و بس.

*شدم که باشم هستم که خواهم ماند.

*در وقت سرما سنگ ترکش رو از دل من قرض می گیره.

*از درون پر درد چه بگویم که دفترش پر است.

*angel بهfairy خوش است نه با ستاره ی دلم.

*آری پاسخ تو بسی دردناک است با من بخوان تا نغمه شوم .

*ناراحتیم تو را به دیار آشنا غریبه ی بی سو کرده است.

نغمه سرایی آسان اما نواختنش مشکل

نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 23:6 توسط ساشا| |
حجم بی رنگی

دنیا را می ستاید

تو چرا...

نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 2:13 توسط ساشا| |
حال دنیا ازان من است... 
نوشته شده در سه شنبه 1386/12/21ساعت 19:42 توسط ساشا| |
من به بودن اعتقاد دارم ولی نبودن هم عالمی داره موافق نیستین؟ ولی به هر حال حالا که وجود داریم پس تا می تونیم زندگی کنیم چون (وقت تنگ است و راه بسیار ) خیلی ها می گن گوربابای زندگی و دوست ندارن به زندگی ادامه بدن این رو یادتون باشه(تا شقایق هست زندگی باید کرد) اگر قبول ندارین . دلیل قانع کننده باشه می پذیرم.

دست آنهادور از این دنیا

ستاره در درون آسمان

کودکی دست رو به آسمون

همه منتظر مرگند ولی چرا دیر کنیم زود است برای دل سپردن به خامی بی دلیل. تو چرا؟

 برای تو فقط زود است و بس

 

نوشته شده در جمعه 1386/12/17ساعت 23:58 توسط ساشا| |
سلام از همه ی کسانی که بهم سر می زنن متشکرم . من هم سعی می کنم به شما ها هم سر بزنم.من به یک چیزهایی رسیدم که در مورد من صدق نمیکنه .

آدم های با احساس به سه دسته تقسیم می شن :   

۱.اونایی که شعر میگن و حرف دلشون رو توش می شه دید,

۲. اونایی که داستان می نویسن و از تخیل قوی خود کمک می گیرن,

۳.اونایی که نقاشی میکشن و از احساساتشون سر چشمه می گیره .

 البته این نظر منه نظر شما رو نمی دونم!                                                    

نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/16ساعت 20:8 توسط ساشا| |